ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

178

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

برسد . فرزندم پادشاه است كه با برادرش رقابت كرد و گوشت او را زير دندان ديگران گذاشت كه آنها گوشت او را بخورند و تباهش كنند . تو حق عبد اللّه را بدان همچنين حق برادران ديگرش هرگز با سخن درشت با او روبرو مشو و بدان كه تو نظير او نخواهى بود . هرگز او را برده مدان و مانند بندگان با او رفتار مكن زنجير و غل هم براى او روا مدار . او را از كنيز و پرستار دور و مجرد مكن . در سير و سفر دچار رنجش مكن . قبل از او ( براى احترام او ) سوار مشو تو خود ركاب او را بگير اگر به تو دشنام دهد تحمل كن بعد از آن سخن به او يك زنجير سيمين داد و گفت او را با اين قيد بند كن . او هم گفت : هر چه فرموديد انجام خواهم داد . على بن عيسى در ماه شعبان سوار شد ( لشكر كشيد ) امين و سالاران و فرماندهان هم سوار شدند و او را مشايعت كردند . سپاهيان هم جنبيدند . سالخوردگان بغداد گفتند : مانند آن سپاه با آن سلاح و وسايل و استعداد و خوار - بار تا آن زمان نديده بودند . امين به او گفت : اگر جنگى رخ داد بكوش كه مأمون را اسير كنى ( او را مكش ) . على بن عيسى لشكر كشيد و رفت در جلولاء با چند قافله برخورد اوضاع را از آنها پرسيد آنها گفتند : طاهر در شهر رى لشكر زده استعداد خود را ترميم و تكميل مىكند . مدد هم پياپى از خراسان براى او مىرسد . نيروى خود را سان مىبيند و آماده كارزار مىباشد . على بن عيسى مىشنيد . و مىگفت : طاهر جز يك خار از شاخه‌هاى فراوان من نيست ( پيش از آن طاهر در سپاه او بود ) طاهر يك شراره از آتش من است . آيا كسى مانند طاهر مىتواند فرمانده لشكر يا سالار كارزار بشود ؟ پس از آن باتباع خود گفت : چيزى نمانده كه چون ما از مرز همدان بگذريم و خبر لشكر كشى ما به گوش آنها ( طاهر و اتباع او ) برسد آنها مانند برگ خزان خواهند ريخت و تباه خواهند شد زيرا بزها قادر بر اين نخواهند بود كه با شيران سرو - كله بزنند . روبهان هم با درندگان و شيران نمىستيزند و ياراى مقاومت ندارند .